تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
* ( السَّيِّئَةَ ) * رعد : 22 بد را با خوب دفع ميكنند * ( قُلْ فَادْرَؤُا عَنْ أَنْفُسِكُمُ الْمَوْتَ ) * آل عمران : 168 بگو مرگ را از خويش دفع كنيد . * ( وَيَدْرَؤُا عَنْهَا الْعَذابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِالله إِنَّه لَمِنَ الْكاذِبِينَ ) * نور : 8 * ( أَنْ تَشْهَدَ ) * فاعل يَدْرَؤُ است و « العذاب » مفعول آن است يعنى : گواهى زن بر كذب مرد ، عذاب را از او دفع مىكند . * ( وَإِذْ قَتَلْتُمْ نَفْساً فَادَّارَأْتُمْ فِيها وَالله مُخْرِجٌ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ بقره : 72 ادّارئتم يعنى اختلاف كرديد و يكديگر را دفع نموديد طبرسى در ذيل آيه آن را اختلاف معنى كرده و گويد اصل آن دفع است و از آنست حديث « ادرؤا الحدود بالشبهات »
درج : درجه بمعنى مرتبه و منزلت است . راغب ميگويد : درجه مثل منزلت است ليكن بمنزلت آنگاه درجه ميگويند كه بلندى در آن منظور باشد مثل پلَّهء نردبان و طبقه هاى ساختمان . طبرسى آن را منزلت گفته و گويد : معنى « درجته الى كذا » آنست كه او را درجه درجه بالا بردم . درج بمعنى راه رفتن و مردن نيز آمده است در مثل گفته‌اند « هو اكذب من دبّ و درج » او دروغگوترين زنده ها و مرده هاست در نهج خطبهء 163 در وصف طاوس فرموده « إذا درج الى الانثى نشره من طيّه » يعنى چون بسوى مادهء خويش رود دم خويش را پس از بستن باز مىكند . استدراج * ( وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ) * اعراف : 182 استدراج آنست كه شخص بتدريج و درجه درجه گرفته شود شخص بد كار در كفر و طغيان خويش مشغول لذّت و كامرانى است ولى بىخبر است كه بتدريج استعداد هدايت را از دست ميدهد و عمرش كوتاه و كوتاهتر مىشود تا بالاخره فرصت از دستش ميرود . از حسين بن على صلوات اللَّه عليهما در تحف العقول نقل شده