كه مراد از عبادت در آيه ، دعا و تضرع بدرگاه خداست . صدر آيه چنين است * ( وَقالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ . . . ) * .
در نهج خطبهء 63 آمده « و لكن خلائق مربوبون و عباد داخرون » نا گفته نماند : اين كلمه با خضوع و فرمانبرى نيز مىسازد مثل * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا إِلى ما خَلَقَ الله مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّؤُا ظِلالُه عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّه وَهُمْ داخِرُونَ ) * نحل : 48 مراد از داخرون در آيه همان خضوع و فرمانبرى است كه سايه ها از دستور خداوند پيروى كرده و نقل مكان ميكنند داخرون فقط چهار بار در قرآن آمده است .
دخول :
داخل شدن . ضدّ خروج . اگر گويند : چرا آن را ورود ترجمه نكرديم ؟ گوئيم :
ورود با دخول فرق دارد چنان كه در « ورد » خواهد آمد انشاء اللَّه .
و آن در زمان و مكان و اعمال به كار ميرود نحو * ( وَمَنْ دَخَلَه كانَ آمِناً ) * آل عمران : 97 * ( وَدَخَلَ مَعَه السِّجْنَ فَتَيانِ ) * يوسف : 36 .
و نحو * ( وَلَمَّا يَدْخُلِ الإِيمانُ فِي قُلُوبِكُمْ ) * حجرات : 14 * ( وَرَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ الله أَفْواجاً ) * نصر : 2 * ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً ) * بقره : 208 و نيز گفته مىشود : بسنّ شصت مثلا داخل شدم . و ماه يا سال فلان داخل شد .
* ( مِنْ نِسائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ نساء : 23 دخول در اين آيه و نظير آن كنايه از مقاربت است .
مدخل ( بضمّ ميم و فتح خاء ) مصدر است از باب افعال گفته مىشود : « ادخله ادخالا و مدخلا » و نيز اسم مكان است بمعنى محل دخول طبرسى رحمه اللَّه در ذيل آيه 59 حج فرموده مصدر و اسم مكان بودن هر دو صحيح است و مدخل بفتح ميم مصدر ثلاثى است و نيز اسم مكان از ثلاثى است . ( اقرب ) .
* ( وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي ) *