تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
در صحاح گستردن و غلطانيدن گفته است . قاموس و اقرب نيز گستردن و بزرگ شدن شكم و استرسال آن به پائين و غلطاندن گفته‌اند . راغب آن را بمعنى از جاى كندن ميداند . در نهج البلاغه خطبهء 70 آمده « اللَّهمّ داحى المدحوّات و داعم المسموكات » يعنى اى خدائى كه گسترندهء گسترده هائى و بر پا كنندهء بالا رفته هائى منظور از مسموكات آسمانهاست * ( « رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها » ) * و اگر دحو بمعنى غلطاندن باشد معنى آنست : خدائى كه غلطانندهء غلطنده ها هستى . و بالا برندهء آسمانها ميباشى . و در خطبهء 89 آمده « و سكنت الارض مدحوّة فى لجّة تيّاره » زمين به حالت گسترده در دريائى موّاج و روان آرام گرفت . اگر مراد از دحو در آيهء شريفه گسترش باشد معنى آنست كه زمين را پس از آسمان بگسترد و اگر بمعنى غلطاندن باشد مثل غلطاندن سنگ و سنگريزه در اين صورت با حركت وضعى و انتقالى زمين تطبيق مىشود يعنى : زمين را بعد از آسمان بگردش و چرخش در آورد . در كتاب آغاز و انجام جهان ص 39 با استفاده از معنائيكه اقرب الموارد براى دحو ذكر كرده ، ميگويد زمين از پهلوى خورشيد مانند شكمى كه بزرگ شود و به پائين آويزان گردد بيرون آمد و اندك اندك بزرگ شد و از خورشيد آويخته گرديد و بالاخره از آن جدا و پرتاب شد و مانند سنگريزه ايكه از بالاى كوه بغلطد با حركت وضعى و انتقالى بچرخش در آمد ( باختصار ) . به نظر نگارنده ، گستردن بهتر ميايد رجوع شود به « سماء » .
دخر : ذلَّت . خوارى . داخر : خوار و ذليل * ( إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ ) * غافر : 60 آنان كه از عبادت من استكبار و خوددارى ميكنند . حتما بخوارى وارد جهنّم ميشوند از صدر آيه روشن مىشود