فريد وجدى در دائرة المعارف مادّهء دبب در بارهء دابّه بعضى از آنچه را كه در بالا نقل شد و احتمالات ديگر نيز نقل كرده و آنگاه * ( « تُكَلِّمُهُمْ » ) * را در آيه كه بمعنى سخن گفتن است با تخفيف بمعنى زخم زدن گرفته و احتمال داده كه در آينده چنين حشرهاى پيدا شده و تكثير گشته و مردم را اذيّت خواهد داد و نيز دابّه را اسم جنس گرفته است ولى سخنش با اوّل و آخر آيه چنان كه گفته شد جور در نميايد و طبرسى قرائت * ( « تُكَلِّمُهُمْ » ) * را بفتح تاء و تخفيف لام شاذّ دانسته است .
* ( وَلَوْ يُؤاخِذُ الله النَّاسَ بِظُلْمِهِمْ ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ وَلكِنْ يُؤَخِّرُهُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى . . . ) * نحل : 61 همچنين است آيهء 45 سورهء فاطر .
مضمون هر دو آيه آنست كه هر گاه خدا ميخواست مردم را با اعمال بد آنها مؤاخذه كند هيچ جنبندهاى در روى زمين نمىماند .
گفتهاند : پيامبران و اوصياء معصوماند چون آنها ظالم نيستند پس لازم بود آنها بمانند در اين صورت به حكم كلَّى * ( ما تَرَكَ عَلَيْها مِنْ دَابَّةٍ ) * خدشه وارد مىشود يعنى اگر خدا ميخواست همه را مؤاخذه كند باز عدّهاى در روى زمين مىماندند زيرا گناه ندارند . وانگهى اگر دابّه شامل غير انسان باشد آنها چه تقصيرى دارند تا در اثر عقوبت انسان آنها هم از بين بروند ؟ .
در الميزان ميگويد اگر خدا مؤاخذه ميكرد اكثر مردم در اثر ظلم از بين ميرفتند و معصومين نيز در اثر هلاك پدرانشان به دنيا نميامدند و آنگاه در نقل و ردّ اشكالها مفصّل بحث كرده است . و نيز گفته بعيد نيست كه مراد از دابّه انسان باشد .
به نظر نگارنده هيچ يك از دو اشكال وارد نيست و آيهء شريفه در صدد بيان مهلت خداوند نسبت بمردم است و منظور از دابّه انسان و عموم عقوبت نسبت بگناهكاران است يعنى اگر خدا ميخواست مردم
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 325
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٣٢٥