اختصاص و ملكيّت است آمده و * ( الْيَتامى وَالْمَساكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ ) * بدون لام آمده و عطف به * ( لِذِي الْقُرْبى ) * اند و اين روشن مىكند كه اين فرق سه گانه داخل در ذى القربىاند و بواسطهء ذى القربى بودن از خمس سهم مىبرند و اين همان است كه ائمّه عليهم السلام فرمودهاند : مراد از اين سه گروه ، يتامى و مساكين و ابن سبيل سادات بنى هاشماند .
راجع بآيهء شريفه مطالب ديگرى هست كه در فقه شيعه بايد ديد .
خمص :
گرسنگى ( نهايه ) * ( فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لإِثْمٍ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * مائده :
3 هر كه در گرسنگى مضطرّ به خوردن ميته و غيره شود در حالى كه بگناه بى ميل است خدا آمرزنده و مهربان است ناگفته نماند : اصل خمس فرو رفتن و لاغرى شكم از گرسنگى و كاستن ورم زخم و نظير آن است گرسنگى را از آن مخمصه گويند كه سبب لاغرى شكم و فرو رفتن آن مىشود راغب مخمصه را گرسنگى كه باعث لاغرى شكم مىشود گفته ايضا در مجمع البيان اخمص قدم آنقسمت از باطن پا است كه به زمين نميرسد در اثر فرو رفتگى . در نهج - البلاغه خطبهء 119 در بارهء مؤمنان فرموده « مره العيون من البكاء خمص البطون من الصّيام » مره و خمص بر وزن عنق جمع امره و اخمص است يعنى آزرده چشماند از گريه و شكم لاغراند از روزه و در وصف حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله در خطبهء 158 فرموده « خرج من الدّنيا خميصا » از دنيا شكم خالى بيرون رفت .
كلمهء مخمصه فقط دو بار در قرآن مجيد آمده : مائدهء 3 ، توبه 120 .
خمط :
تلخ و درختى كه خار ندارد * ( وَبَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَأَثْلٍ وَشَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ ) * سباء : 16 راغب گويد :
خمط درختى است كه خار ندارد گفتهاند كه آن درخت مسواك است طبرسى چند معنى براى آن نقل