تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
انقباض و تأخير انداختن گفته است در اقرب الموارد ، رجوع ، كنار شدن ، واپس ماندن و انقباض آمده است . در مجمع البيان ميگويد : خمس و كنس هر دو در اصل بمعنى ستر و پوشاندن است شيطان را خنّاس گويند كه هنگام ياد خدا كنار ميرود و پنهان ميگردد كناس بضمّ كاف خانه‌اى است كه پرندهء وحشى براى خود اتّخاذ كرده و در آن مخفى مىشود و در تفسير سورهء النّاس فرموده : خنوس پنهان شدن بعد از ظهور است . خلاصه آنكه : خنس و خنوس بمعنى كنار رفتن ، واپس ماندن و پنهان شدن است و اين معانى قريب بهماند . كنس نيز بمعنى نهان شدن است در بارهء آهو كه در نهانگاه خود پنهان مىشود گويند : « كنس الظَّبىء اذا تغيّب و استتر فى كناسه » ( نهايه » « عسعس اللَّيل » يعنى شب روى آورد و شب رفت در دو ضدّ به كار رفته است ( مجمع ) . نا گفته نماند * ( « الْجَوارِ الْكُنَّسِ » ) * صفت * ( « بِالْخُنَّسِ » ) * است و در نتيجه هر سه بموصوفهائى دلالت دارند كه داراى هر سه صفتاند . موصوفاتيكه كه واپس شونده و داراى انقباض و نهان شونده‌اند و نيز در جريان و حركتاند و اين اوصاف لازم و ذاتى آنها است نه آنى و زمانى . ستارگان بىشمار آسمان چنان كه دانشمندان ميگويند چنيناند آنها پيوسته در حال تحوّل و انقلاباند ، سوخت خويش را تمام ميكنند بعضى در نيمه راه زندگىاند بعضى در آخر عمر و بعضى در ابتداى تشكيل : لذا آنها را بگروههاى مختلف از قبيل ستارگان تپنده ( كه قشر ظاهر آنها مانند ضربان نبض آهسته و منظَّم است ) غولهاى آبى ، غولهاى سرخ ، كوتوله هاى سرخ ، كوتوله هاى سفيد كه مواد آنها پيوسته در انفعال و تبدّل است و در بارهء كوتوله هاى سفيد گفته‌اند كه در مراحل آخر زندگى هستند .