كرده از جمله گويد : گفته شده آن هر درختى است كه خار ندارد در قاموس گويد : خمط هر چيز ترش يا تلخ است و هر گياهى است كه طعم تلخ دارد . و از جمله هر درخت بى خار و درخت مسواك و غيره گفته است .
نا گفته نماند : به نظر ميايد كه خمط در آيهء شريفه بمعنى تلخ باشد و آن صفت « اكل » است و « اثل و شىء » عطف به « اكل » است يعنى : دو تا باغ آنها را به دو باغيكه ميوهء تلخ و شوره گز و اندكى كنار داشت مبدّل كرديم .
ممكن است بگوئيم : خمط بمعنى درخت مسواك است و خمط واثل هر دو بيان « اكل » است يعنى دو باغ ميوه دار كه درخت آنها مسواك و شوره گز بود ولى اين درست نيست زيرا شوره گز اصلا داراى ميوه نيست . اين كلمه تنها يك بار در قرآن آمده است .
خنزير :
خوك . * ( حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ . . . ) * مائده : 3 جمع آن خنازير است * ( وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنازِيرَ . . . ) * مائده : 60 راجع بآيهء اخير رجوع شود به « مسخ » كلمهء خنزير چهار بار در قرآن مجيد آمده است و كلمهء خنازير يك بار . گوشت خوك بتصريح قرآن حرام و قابل خوردن نيست .
خنس :
كنار رفتن . واپس ماندن . پنهان شدن . * ( فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ الْجَوارِ الْكُنَّسِ وَاللَّيْلِ إِذا عَسْعَسَ وَالصُّبْحِ إِذا تَنَفَّسَ إِنَّه لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ) * تكوير : 15 - 19 .
معناى اوّلى خنس و خنوس در قاموس و صحاح و تفسير بيضاوى و كشّاف ذيل سورهء ناس ، تاخّر و واپس ماندن ذكر شده است .
در نهايه آن را انقباض و كنار رفتن گفته و از ابن عباس نقل كرده كه محضر رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله رفتم ميخواست نماز بخواند مرا پيش روى خود نشاند « فلمّا اقبل على صلوته انخنست » يعنى چون شروع به نماز كرد كنار شدم . راغب نيز