* ( إِنْ كانَتْ إِلَّا صَيْحَةً واحِدَةً فَإِذا هُمْ خامِدُونَ ) * يس : 29 در نهج البلاغه خطبهء 196 در وصف قرآن فرموده « وَفُرْقاناً لا يُخْمَدُ بُرْهانُه وَتِبْياناً لا تُهْدَمُ ارْكانُه » .
خمر :
پوشاندن . طبرسى گويد : اصل خمر بمعنى ستر و پوشاندن است . راغب ميگويد :
اصل خمر بمعنى پوشانيدن شىء است و به آنچه با آن چيزى را مىپوشانند خمار گويند ولى در تعارف ، خمار مخصوص شده به آنچه زن سر خود را با آن مىپوشاند و جمع آن خمر ( بر وزن عنق ) است * ( وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى جُيُوبِهِنَّ ) * نور : 31 روسريهاى خود بر گريبانهاى خويش بزنند معنى اين آيه در « جيب » گذشت .
به شراب از آنجهت خمر گويند كه عقل را مىپوشاند و زايل مىكند چنان كه در مفردات و قاموس گفته است .
* ( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنافِعُ لِلنَّاسِ ) * بقره : 219 همچنين است آيهء 90 و 91 مائده .
* ( قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً ) * يوسف 36 طبرسى در اين آيه مضاف مقدر كرده و گويد اصل آن « اعصر عنب خمر » است و از زجّاج و ابن انبارى نقل كرده كه خمر باعتبار ما يؤل اليه است و بعضى گفتهاند كه عرب انگور را خمر مينامند . الميزان عقيده دارد كه عنب باعتبار ما يؤل خمر خوانده شده .
احتمال ديگرى كه به نظر نگارنده ميرسد آنست كه « خمرا » مفعول له باشد يعنى : براى شراب درست كردن ميفشارم . در اقرب گويد :
خمر در آيه بمعنى انگور است .
[ شراب بهشت ] * ( وَأَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ ) * محمد : 15 اين آيه در بارهء شراب بهشت است آن هم نهر نهر ، آيا خمر بهشتى مست كننده و مزيل عقل است ؟
شايد از * ( « لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ » ) * فهميده شود كه خمر بهشت مثل خمر دنيا