تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
و ممتزج ميشوند و به صورت گياه در ميايند . على هذا باء در « به » براى سببيّت است . ممكن است باء را براى تعديه گرفت يعنى گياه زمين با آب آميخته شد . خُلَطاء * ( وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغِي بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . . ) * ص : 24 خلطاء جمع خليط و آن بمعنى رفيق و همسايه و شريك است مراد از آن در آيهء شريفه شركاء است كه مال خود را با مال شريك خود مىآميزند .
خلع : بر كندن . * ( إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوىً ) * طه : 12 منم پروردگار تو پا پوش خود را بر كن كه تو در وادى پاك طوى هستى . بعقيدهء الميزان وادى سينا در اثر خطاب خدا و مقام قرب و موطن حضور و مناجات ، مقدس شد و شرط ادب آن بود كه موسى در آنجا بىكفش باشد لذا امر بخلع نعل شد ، مقدّس بودن كعبهء شريف و مساجد و مشاهد مشرّفه همه از اين باب است ، شرافت مكان بسبب عبادت مخصوص و يا واقعهء محترمى است كه در آن تشريع و يا در آنجا واقع شده و گرنه ميان اجزاء زمان و مكان تفاضلى نيست . اين سخن قوى و صحيح است و صدر آيه * ( إِنِّي أَنَا رَبُّكَ ) * و آيهء ما قبل * ( نُودِيَ يا مُوسى ) * و آيات ما بعد ، شاهد آناند در مجمع از كعب و عكرمه نقل كرده : علت اين خطاب آن بود كه كفش موسى از پوست ميتهء خر بود و در وجه سوّم از وجوه چهارگانه ميگويد : علَّت اين دستور آنست كه پا برهنه بودن علامت تواضع و فروتنى است و لذا بزرگان سلف پا برهنه طواف ميكردند و آن را از اصمّ نقل مىكند . اين وجه نيز قابل قبول و طبع پسند است . آنچه از بعض صوفيّه نقل شده كه مراد از آن تمكَّن و استقامت است بىمدرك و خالى از اعتبار مىباشد .