خافيه : بمعنى پوشيده و شىء پنهان است ( اقرب ) * ( يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ ) * حاقّه : 18 آن روز آشكار ميشويد و هيچ نهانى كه از شماست ، پنهان نميماند .
و آن در آيهء شريفه بمعنى اسم فاعل است .
خفيه : بضمّ اوّل مصدر است بمعنى پنهانى . * ( ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَخُفْيَةً إِنَّه لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ ) * اعراف : 55 يعنى پروردگار خود را بخوانيد با تضرّع و پنهانى . در الميزان احتمال داده كه مراد از تضرّع ، آشكارا و از خفيه پنهانى باشد و چون آشكارا بودن مناسب عبوديت نيست لذا بجاى آن ، تضرع آمده است .
نا گفته نماند خواندن خدا آشكارا و با صدا اشكال ندارد چنان كه از روايات و اعمال اولياء عليهم السلام مشهود است ، فقط با صداى بلند و فرياد منهىّ است چنان كه مضمون آيهء * ( وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ ) * اعراف : 205 است و در « جهر » گذشت كه مراد از آن به نظر نگارنده فرياد است .
اخْفى * ( وَإِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّه يَعْلَمُ السِّرَّ وَأَخْفى ) * طه : 7 اگر سخن آشكار گوئى او نهان و نهانتر را ميداند .
جهر بقول آنست كه ما فى الضمير را آشكار كنى و سرّ همان حديث مكتوم در نفس است و اخفى اسم تفضيل است و مخفىتر از سرّ بعقيدهء الميزان آنست كه بر خود انسان نيز مخفى باشد يعنى خدا ، سخن آشكار و سرّ نهان و سرّيكه حتى بر خود شخص پوشيده است ميداند . در مجمع از صادقين عليهما السلام نقل شده : سرّ آنست كه در دل پنهان كردهاى و اخفى آنست كه بخاطرت رسيده سپس فراموش كردهاى .
قول الميزان نزديك به اين سخن است .
و در اين خصوص اقوال ديگرى نيز هست كه چندان مفيد نيستند .
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٦٩