صادق عليه السّلام نقل كرده فرموده : شير دادن بيست و يك ماه است . هر چه از آن ناقص گردد بر طفل ظلم است .
در حديث ديگرى از آنحضرت نقل است : واجب در رضاع بيست يك ماه است هر چه از آن نقص شود از شير دهنده است ( نه از شريعت ) و اگر بخواهد شير تمام بدهد دو سال كامل است ( وسائل كتاب نكاح ابواب احكام اولاد باب 70 ) .
نا گفته نماند : غرض از تفصيل اين بحث ، جمع ما بين اين آيه و آيهء * ( حَمَلَتْه أُمُّه كُرْهاً وَوَضَعَتْه كُرْهاً وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ) * احقاف : 15 است . اين آيه مدت حمل و رضاع را سى ماه معيّن مىكند . و با حذف دو سال اقلّ مدّت حمل شش ماه مىشود .
شيخ مفيد در ارشاد نقل مىكند :
زنى را پيش عمر آوردند كه در شش ماه زائيده بود . عمر خواست او را سنگسار كند « به خيال آنكه زنا كرده چون لازم بود در 9 ماه بزايد ) امير المؤمنين عليه السّلام بعمر گفت : اگر اين زن به حكم كتاب خدا مخاصمه كند بر تو غالب آيد . خدا فرمايد :
* ( وَحَمْلُه وَفِصالُه ثَلاثُونَ شَهْراً ) * و فرمايد : * ( وَالْوالِداتُ يُرْضِعْنَ أَوْلادَهُنَّ حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ لِمَنْ أَرادَ أَنْ يُتِمَّ الرَّضاعَةَ ) * چون زن دو سال تمام شير دهد و شير دادن و باز كردن از شير سى ماه باشد مدّت حمل او شش ماه خواهد بود . عمر چون اين بشنيد زن را رها كرد . با اين حكم ( اقل مدّت حمل ) ثابت شد صحابه و تابعين بدان عمل كردند و فعلا نيز چنين است ( ارشاد فصل قضاياى آنحضرت در زمان عمر ) .
علَّامهء امينى اين نادره را در ج 6 الغدير ص 96 ببعد در سه صورت از كتب اهل سنت نقل كرده است و در همانجاست كه عمر گفت :
« لو لا على لهلك عمر » .
امام عليه السّلام از جمع اين دو آيه اقلّ مدّت حمل را بيان فرموده است . استفادهء ديگرى كه مىشود از جمع دو آيهء فوق كرد آنست كه بگوئيم مراد از سى ماه ، در آيه
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 202
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص٢٠٢