مثل باريكه بر دوش گيرند مثل * ( نَفْقِدُ صُواعَ الْمَلِكِ وَلِمَنْ جاءَ بِه حِمْلُ بَعِيرٍ وَأَنَا بِه زَعِيمٌ ) * يوسف : 72 پيمانهء پادشاه را ميجوئيم هر كه آن را بياورد براى اوست يك بار شتر و من به آن عهده دارم .
راغب گويد : حمل يك معنى دارد و در چيزهاى بسيار به كار ميرود فعل آن در همه يكى است ولى در مصدر آن فرق گذاشته باشيائيكه در ظاهر حمل ميشوند مثل باريكه بر دوش گيرند حمل ( بكسر اوّل ) گفتهاند و باشيائيكه در باطن حمل ميشوند مثل فرزند در شكم ، آب در ابر ، ميوه بر درخت ، حمل ( بفتح اوّل ) گفتهاند .
طبرسى ذيل آيهء 72 يوسف فرموده : حمل بكسر اوّل بار منفصل و بفتح اوّل بار متصل است . در صحاح از ابن سكَّيت نقل مىكند :
حمل ( بفتح ) آنست كه در شكم و بر درخت باشد و حمل ( بكسر ) آنست كه بر سر يا بر دوش باشد .
ولى فعل آن در بار متصل و منفصل و معنوى يكسان است مثل * ( حَمَلَتْه أُمُّه كُرْهاً وَوَضَعَتْه كُرْهاً . . . ) * احقاف : 15 و مثل * ( وَقَدْ خابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْماً ) * طه : 111 و مثل * ( إِنَّا لَمَّا طَغَى الْماءُ حَمَلْناكُمْ فِي الْجارِيَةِ . . . ) * حاقّه : 11 .
* ( خالِدِينَ فِيه وَساءَ لَهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ حِمْلًا ) * طه : 101 * ( وَإِنْ تَدْعُ مُثْقَلَةٌ إِلى حِمْلِها لا يُحْمَلْ مِنْه شَيْءٌ ) * فاطر : 18 .
در اين دو آيهء مراد از حمل ( بكسر اوّل ) بار گناه است ولى چرا حمل گفته شده بنا بر آنچه از اهل لغت نقل شد لازم بود حمل ( بفتح ) گفته شود زيرا گناه بار متصل و بار معنوى است ؟
بايد دانست گناه بار منفصل و مانند بار بر دوش است گر چه در دنيا مجسّم و محسوس نيست ، آيات * ( لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَه وَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَه ) * زلزله : 7 8 - 9 * ( كَذلِكَ يُرِيهِمُ الله أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ ) * بقره : 167 * ( يَوْمَ ) *
قاموس قرآن ( فارسي ) — صفحة 182
مساهمون: سيد علي اكبر قرشي
ص١٨٢