ممكن است احتمال براى طلب يا مبالغه باشد كه اين دو از معناى افتعالاند . معنى دو آيه چنين مىشود :
سيل بشدت كف بلندى برداشت - حقّا كه بهتان و گناه آشكار را بر خود بار كرده است .
حمم :
حميم : آب داغ .
در مجمع گويد : « الحميم الماء الحارّ » راغب گويد : « الحميم :
الماء الشّديد الحرارة » * ( لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَمِيمٍ وَعَذابٌ أَلِيمٌ ) * انعام :
70 .
در مفردات گويد : آب گرمى را كه از منبع خود خارج مىشود ، حمّه گويند . و بدين اعتبار به عرق انسان و حيوان حميم گفته مىشود .
حمّام را به جهت آب گرم و يا به جهت اينكه سبب عرق كردن است حمّام گفتهاند . علَّت اينكه تب را حمّى گفتهاند آنست كه در آن حرارت زياد هست و يا سبب عرق كردن است . و بخويشاوند مهربان حميم گفتهاند گوئى كه در حمايت قرابت خود حادّ و داغ مىشود .
* ( فَما لَنا مِنْ شافِعِينَ وَلا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ) * شعراء : 101 براى ما واسطه هائى نيست و نه دوست مهربانى هست .
بنظرم حميم بمعنى مطلق مهربان باشد كه در حمايت طرف ، گرم و محكم است و احتياج بخويشاوند بودن نيست مثل آيهء گذشته كه در بارهء صديق است و مثل * ( ما لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلا شَفِيعٍ يُطاعُ ) * غافر :
18 .
حميم بيست بار در قرآن مجيد به كار رفته شش مرتبه بمعنى مهربان و بقيّه بمعنى آب جوشان .
يحموم :
دود . * ( وَأَصْحابُ الشِّمالِ ما أَصْحابُ الشِّمالِ فِي سَمُومٍ وَحَمِيمٍ وَظِلٍّ مِنْ يَحْمُومٍ ) * واقعة :
43 صحاح آن را دود و قاموس هر شىء سياه گفته است در اقرب دود و هر شىء سياه آمده ، راغب و طبرسى شىايكه از سوختن پيه بوجود آيد معنى كردهاند . راغب علَّت تسميه آن را حرارت شديد و يا سياهيى كه در آن هست احتمال ميدهد . معنى