بدين منظور كسانى را به سوى قبائل عرب فرستاد و گروهى بىشمار از تازيان را جمع كرد و به آنان اندرز داد كه به جاى اشتغال به يغماگرى و چپاول و بدست آوردن غنيمت ، در پيكار با دشمن پايدارى و ايستادگى كنند .
اين گروه انبوه ، سپس ، براى جنگ با بنى عبس روانه شدند .
قيس همين كه از حركت آنان آگاهى يافت ، به فرزندان عبس گفت :
« به نظر من بهتر است كه ما در جنگ با آنان شتاب نورزيم زيرا آنان را سخت آزردهايم و اكنون با كينتوزى و برترىجوئى در پى ما افتادهاند . و چون ديروز ديدند كه در نتيجهء سر گرم شدن به يغما و چپاول چه بر سرشان آمد ، امروز ديگر به مال و غنيمت توجه نخواهند كرد . بنا بر اين آنچه ما بايد بكنيم اين است كه خانواده و اموال خود را با كاروانى به قبيلهء بنى عامر بفرستيم و مطمئن باشيم كه كاروان را نخواهند زد زيرا امروز ديگر فقط ما را مىخواهند نه اموال ما را .
بعد با فراغ بال با آنان مىجنگيم . و چون پيش از اين ما خونشان را ريختهايم امروز آنان به شما حملهور مىشوند و بر پشت اسبان خويش تا مدتى چابك و نيرومند خواهند بود . بنا بر اين ما جنگ را به درازا ميكشانيم و ادامه مىدهيم . اگر آنها نيز از جنگ دست بر نداشتند و پيگيرى كردند ، ما چون خانواده و اموال خود را به جاى ديگرى فرستادهايم ، با آسودگى خاطر مىجنگيم و پافشارى مىكنيم . چنانچه پيروزى يافتيم ، چه از اين بهتر ؟ اين همان چيزى است كه ما مىخواستهايم . و اگر كار به گونهاى ديگر شد ، خود را شتابان به خانواده و اموال خويش مىرسانيم و از
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 85
مساهمون: ابن الأثير
ص٨٥