شمشير چنان زد كه پشت حذيفه را شكافت . اين قرواش را حذيفه در خانهء خود پرورده و بزرگ كرده بود .
پس از كشته شدن حذيفه ، برادرش حمل بن بدر را كشتند و سر هر دو را از تن جدا كردند . ولى حصن بن حذيفه را به خاطر خردسالى وى زنده گذاشتند .
شمار كسانى كه از فزاره و اسد و غطفان درين جنگ به قتل رسيدند ، از چهار صد كشته افزون بود .
از عبس نيز بيش از بيست تن كشته شدند . فزاره اين جنگ را جنگ بوار ناميده بود .
قيس بن زهير درين باره گفت :
اقام على الهباءة خير ميت * و اكرمه حذيفة لا يريم
لقد فجعت به قيس جميعا * موالى القوم و القوم الصميم
و عم به لمقتله بعيد * و خص به لمقتله حميم
اين شعر دراز است . او همچنين گفت :
ألم تر أن خير الناس امسى * على جفر الهباءة لا يريم
فلولا ظلمه مازلت ابكى * عليه الدهر ما طلع النجوم
و لكن الفتى حمل بن بدر * بغى و البغى مرتعه و خيم
دربارهء روز هباءة سخن بسيار گفتهاند .
بعد ، فرزندان عبس از آنچه در روز هباءة كرده بودند ، پشيمان شدند و برخى از آنان برخى ديگر را سرزنش كردند .
از سوى ديگر مردان فزاره دست به دامن سنان بن ابو حارثهء مرى زدند و از بلائى كه عبس بر سرشان آورده بود شكايت كردند .
سنان به خشم آمد و به بدگوئى از عبس پرداخت و بر آن شد كه تازيان را گرد آورد و به دستيارى ايشان خون بنى بدر و بنى فزاره را از عبس بخواهد .