تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
وقتى پسر قيس را گرفتند و بازگشتند ، در راه خود به پسرى از عمارة بن زياد و همچنين پسر عموى او بر خوردند و آن دو تن را نيز گرفتند و با پسر قيس كشتند . افراد بنى عبس همين كه از كشته شدن آن سه تن آگاهى يافتند آنچه براى پرداخت خونبها جمع كرده بودند صرف گرد آورى مردان جنگى و خريدارى اسلحه كردند . مقارن همين احوال گروهى از كسان قيس به پسرى از حذيفه برخوردند كه سوارانى از قبيله بنى ذبيان او را همراهى مىكردند . به آنان حمله بردند و همه را از دم شمشير گذراندند . در برابر اين كشتار ، حذيفه نيز ياران خويش را گرد آورد و به سروقت بنى عبس شتافت . مردان عبس بر كرانهء آبى بودند كه عراعر ناميده مىشد . درين پيكار فزاره پيروزى يافت و سالم باز گشت . حذيفه همچنان در پيگيرى جنگ پافشارى مىكرد ولى برادرش حمل از نبرد اكراه داشت و از خون‌هائى كه ريخته شده بود ، پشيمان به نظر مىرسيد . از اين رو درباره صلح با برادر خويش ، حذيفه ، گفت و گو كرد ولى حذيفه به سخنان وى گوش نداد و از قبائل اسد و ذبيان و ساير خاندان‌هاى غطفان گروه‌هائى را گرد آورد و براى جنگ با بنى عبس روانه شد . فرزندان عبس كه از هجوم دشمن آگاهى يافتند گرد هم آمدند و در كار خود مشورت كردند . قيس بن زهير به ايشان گفت : « كسانى به جنگ شما مىآيند كه در برابرشان تاب ايستادگى و پايدارى نخواهيد داشت . مردان قبيله بنى بدر فقط تشنهء خون شما هستند و مىخواهند بر شما برترى يابند ولى همراهان ديگرشان