تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
گفت و گوى آنان هنوز پايان نيافته بود كه سنان بن ابو حارثه مرى رسيد و صلح‌جوئى حذيفه را سرزنش كرد و گفت : « اگر هم ناچارى كه اين كار را انجام دهى ، پس تنها شتران را به آنها بده و كره‌هائى را كه تازه زائيده‌اند نگاه دار . » اين پيشنهاد را حذيفه پسنديد ولى قيس و عماره حاضر به قبول آن نشدند . و نيز گفته شده است : شترانى كه از حذيفه مىخواستند اين شتران نبودند و شترانى بودند كه حذيفه از بابت شرط بندى در مسابقه اسب دوانى از قيس گرفته بود . همچنين گفته‌اند : مالك بن زهير پس از جنگ مذكور كشته شده است . حميد بن بدر دربارهء كشتن او مىگويد :
قتلنا بعوف مالكا و هو ثأرنا * و من يبتدع شيئا سوى الحق يظلم
به اندازه‌اى سنان در بر انگيختن حذيفه به جنگ كوشيد ، كه سرانجام كسان او آمادهء كارزار شدند . گروهى از بزرگان قبائل به شنيدن اين خبر به ميانجيگرى پرداختند . از آن جمله بودند : عمرو بن اطنابه ، مالك بن عجلان ، احيحة بن جلاح و قيس بن حطيم و عده‌اى ديگر كه براى برقرارى صلح اقدام كردند و دربارهء دوستى و همدستى و اتفاق - گفت‌وگوهائى نمودند . ولى حذيفه شرايط ايشان را نپذيرفت و سر سختى را به جائى رساند كه زور گوئى وى بر همه آشكار گرديد . از اين رو ، وى را از عاقبت كار ترساندند و باز گشتند . پس از آن ، حذيفه بر عبس حمله برد و عبس بر فزاره تاخت و آتش فتنه و آشوب در ميانشان زبانه كشيد .