حذيفه برادر خود ، حمل ، را فرستاد تا بر بنى عبس بتازد . او ريان بن اسلع بن سفيان را گرفت و پيش حذيفه برد و حذيفه دو پسر ريان و برادرزادهء او ، عمرو بن اسلع ، را گروگان گرفت و او را آزاد كرد .
بعد ، قيس به فزاره تاخت و با گروهى ازين قبيله روبرو شد كه مالك بن بدر از آن جمله بود . قيس او را كشت و ساير افراد فزاره شكست خوردند و گريختند .
در اين هنگام حذيفه بر آن شد كه خون دو فرزند ريان را بريزد . آن دو تن در زير شمشير او پى در پى التماس مىكردند و فرياد مىزدند : « پدر به داد ما برس » تا كشته شدند .
اما برادرزادهء ريان جان بدر برد زيرا دائىهاى وى مانع كشتن وى شدند .
پس از كشته شدن مالك و آن دو پسر ، آتش جنگ ميان دو طرف شدت يافت و بيشتر از سوى فزاره و همدستانش به آن دامن زده مىشد .
در يكى از آن روزها دو طايفه با هم روبرو گرديدند و جنگى سخت كردند كه تا پايان روز ادامه يافت .
ريان بن اسلع درين جنگ چشمش به زيد بن حذيفه افتاد و بر او حمله برد و او را كشت . در نتيجه ، بنى فزاره و بنى ذبيان شكست خوردند و حارث بن بدر گرفتار گرديد و كشته شد .
ولى بنى عبس سالم بازگشت و حتى يك تن از ايشان كشته نشده بود .
پس از قتل زيد و حارث ، حذيفه تمام افراد بنى ذبيان را گرد آورد و كسانى را در پى بنى اشجع و بنى اسد بن خزيمه فرستاد و اين دو قبيله را نيز جمع كرد .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 79
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٩