عهد خود وفا كند ولى ربيع براى جلوگيرى از كشته شدن حذيفه ، از همسر حر يارى خواست و زن حر ، به سفارش ربيع ، شمشير او را پنهان ساخت و حر را از كشتن حذيفه منع كرد و از فرجام اين كار ترساند .
اما حر سخنان او را ناشنيده گرفت و به هيچ روى حاضر نشد كه عهد خود را بشكند .
عاقبت مردان قبيله چنان دور حذيفه را گرفتند كه وقتى حر بن حارث ضربتى بر او فرود آورد ، شمشيرش كارى از پيش نبرد و حذيفه همچنان زنده و اسير ماند .
سرانجام مردان غطفان گرد آمدند و كوشيدند كه صلح را در ميانه بر قرار سازند .
در نتيجه بدين قرار صلح كردند كه خون بدر بن حذيفه با خون مالك بن زهير جبران شود . بهاى خون عوف بن بدر پرداخت گردد و به حذيفه هم در برابر ضربهاى كه حر به دو زده بود ، دويست شتر داده شود همه هم شتر ماده آبستن باشد . افزون بر اينها چهار برده نيز در اختيار او قرار گيرد .
حذيفه نيز از خونخواهى كسانى كه از فزاره در آن جنگ كشته شده بودند در گذرد و اسيرانى را كه گرفته آزاد كند .
اما قيس ، همين كه به نزد قوم خود برگشت از قرارى كه براى صلح داده بود پشيمان شد و بنى عبس نيز او را نكوهش كرد .
ازين رو قيس بن زهير و عمارة بن زياد سوار شدند و پيش حذيفه رفتند و درين باره با او گفت و گو كردند .
آخر حذيفه حاضر شد كه اتفاق و همدستى با ايشان را حفظ كند و شترانى را كه از آن دو گرفته بود ، پس بدهد . اين شتران همه تازه زاده بودند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: ابن الأثير
ص٧٧