شدن مالك ساخت :
فلله عينا من رأى مثل مالك * عقيرة قوم ان جرى فرسان
فليتهما لم يطعما الدهر بعدها * و ليتهما لم يجمعا لرهان
و ليتهما ماتا جميعا ببلدة * و أخطاهما قيس فلايريان
لقد جلبا جلبا لمصرع مالك * و كان كريما ماجدا لهجان
و كان اذا ما كان يوم كريهة * مافقد علموا انى و هو فتيان
و كنا لدى الهيجاء نحمى نساءنا * و نضرب عند الكرب كل بنان
فسوف ترى ان كنت بعدك باقيا * و امكننى دهرى و طول زمانى
فاقسم حقا لو بقيت لنظرة * لقرت بها عيناك حين ترانى
حذيفه ، همين كه شنيد قيس و ربيع با يك ديگر همدست شدهاند ، به خشم آمد و خود را براى هر گونه پيشامدى آماده ساخت .
و نيز گفته شده است :
سرزمين بنى عبس دچار خشكسالى شده و مردمش به سرزمين فزاره پناه برده بودند . ربيع نيز پيش حذيفه رفته بود و در ميان كسان او به سر مىبرد . همين كه از كشته شدن مالك آگاهى يافت ، به حذيفه گفت :
« من براى انجام كارى ناچارم كه سه روز از خدمتت مرخص شوم . »
حذيفه گفت :
« مىتوانى به روى . »
ربيع نيز بيدرنگ بار خود را بست و از ميان بنى فزاره رفت .
حمل بن بدر ، وقتى اين خبر را شنيد ، به برادر خود ، حذيفه ، گفت :
« كارى كه تو كردى بدترين كار بود . زيرا مالك را كشتى