تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
زناشوئى كرده بود و در ميان اين قبيله به سر مىبرد . قيس براى وى پيام فرستاد و گفت : « من ندبة بن حذيفه را كشته و گريخته‌ام . تو هم خود را به ما برسان و گرنه كشته خواهى شد . » مالك گفت : « گناهى كه قيس كرده ، به گردن خود اوست . » و از جاى خود دور نشد . قيس كه در پى پناهى مىگشت به ربيع بن زياد پيغام فرستاد كه مىخواهد به پيش وى برگردد و در نزد وى بماند زيرا او از خويشاوندان ايشان است . ولى ربيع بن زياد درخواست او را نه پذيرفت و نه رد كرد چون مىخواست درين باره خوب فكر كند . بعد ، مالك بن زهير ، كه به حرف برادر خود ، قيس ، گوش نداده و خود را از دسترس بنى بدر دور نساخته بود ، به چنگ افراد اين قبيله گرفتار گرديد و كشته شد . وقتى بنى عبس و ربيع بن زياد از كشته شدن او آگاهى يافتند ، سخت اندوهگين شدند و ربيع يكى از گماشتگان خويش را به نزد قيس فرستاد تا ازو براى وى خبرى بياورد . آن مرد پيش قيس آمد و شنيد كه قيس مىگويد :
أ ينجو بنى بدر بمقتل مالك * و يخذلنا فى النائبات ربيع و كان زياد قبله يتقى به * من الدهر ان يوم ألم فظيع فقل لربيع يحتذى فعل شيخه * و ما الناس الا حافظ و مضيع و الا فما لى فى البلاد اقامة * و امر بنى بدر على جميع
فرستاده ربيع پيش ربيع برگشت و او را از آنچه شنيده بود
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 72 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت