تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
مىگفت : داحس پيش مىافتد ولى حذيفه غبراء را برنده مىدانست و به قيس گفت : « مىخواهم بدانى كه نظر من دربارهء اسب ، درست‌تر از نظر تست . » ولى روايت نخستين صحيح‌تر است . بارى ، وقتى معلوم شد كه از انجام آن مسابقهء اسب‌دوانى چاره‌اى نيست ، قيس به حذيفه گفت : « بسيار خوب ، آغاز و پايان محل مسابقه و مبلغ شرط بندى را هم معين كن . » حذيفه گفت : « بر سر يكصد شتر ماده شرط مىبنديم . اسب‌دوانى هم از ابلى آغاز مىشود و در ذات الاصاد به پايان مىرسد . » از ابلى تا ذات الاصاد ، به اندازهء صد و بيست تير پرتاب فاصله بود . بر اين قرار اسب‌هاى دونده را لاغر و سبكبار كردند كه تندتر بدوند . بعد آنها را به محل مسابقه بردند . يكصد شتر را هم كه موضوع شرط بندى بود به دست عقال بن مروان بن حكم قيسى سپردند . امنائى را هم به نظارت در سراسر مسير اسب‌دوانى گماشتند . ولى حذيفه مردى از بنى اسد را به سر راه فرستاد و دستور داد كه با داحس در وادى ذات الاصاد روبرو شود و اگر ديد كه جلو افتاده ، او را در يكى از گودال‌ها اندازد . همين كه اسب‌ها شروع به دويدن كردند ، داحس پيش افتاد و پيش افتادن او هم كاملا آشكار بود . مردم همه به دو مىنگريستند و قيس و حذيفه هم با همهء كسان خويش در مسير ايستاده ، سرگرم تماشا بودند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 68 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت