روزهاى داحس و غبراء جنگى كه ميان قبائل عبس و ذبيان روى داد
سبب اين پيشامد آن بود كه قيس بن زهير بن جذيمهء عبسى رهسپار مدينه شد تا در آن جا خود را براى جنگ با بنى عامر و انتقام خون پدر خويش ، آماده كند .
در مدينه پيش احيحة بن جلاح رفت تا از او زرهى را كه قبلا وصفش را شنيده بود خريدارى كند .
احيحه گفت :
« من اين را نمىفروشم ، و اگر فرزندان عامر سرزنشم نمى - كردند آن را به تو مىبخشيدم . ولى تو آن را به بهاى يك شتر نر جوان دو سه ساله از من بخر . »
قيس يك شتر به دو داد و زره را از او گرفت و آن را ذات - الحواشى ناميد .
احيحه زرههاى ديگرى نيز به قيس بخشيد .
قيس در حالى كه بار و بنهء خويش را بسته بود به راه افتاد تا به نزد قوم خود باز گردد .
در راه به ربيع بن زياد عبسى رسيد و از او در خواست كرد