روز ذى علق
در اين روز ، بنى عامر بن صعصعه و بنى اسد در ذى علق با يك ديگر روبرو شده و جنگ سختى كردهاند .
در ميدان كارزار ، ربيعة بن مالك بن جعفر بن كلاب عامرى ، پدر لبيد شاعر ، كشته شد .
مردان عامر كه چنين ديدند شكست خوردند و گريختند و خالد بن نضلهء اسدى و پسرش حبيب ، و حارث بن خالد بن مضلل ، به تعقيب فراريان پرداختند و چنان اين كار را دنبال كردند كه ناگهان ابو براء عامر بن مالك با گروهى از ياران خويش ، از پشت ايشان سر در آورد و به خالد گفت :
« اى ابو معقل ، اگر مىخواهى ، تو به ما اجازه بده و ما هم به تو اجازه مىدهيم كه كشتگان خود را به خاك بسپريم و زخميان خود را نيز ببريم . »
خالد گفت :
« بسيار خوب » درين باره با يك ديگر موافقت كردند .
آنگاه ابو براء از خالد پرسيد :
« آيا مىدانى كه ربيعه چه شد ؟ »