روز رقم
ابو عبيده گفته است :
عامر بن صعصعه با غطفان به پيكار پرداخت و در آن روز عامر بن طفيل هم كه دورهء جوانى را مىگذراند و هنوز به رياست نرسيده بود ، بنى عامر را همراهى مىكرد .
گروه عامر پيش رفتند تا به دشت رقم رسيدند كه در آن جا بنى مرة بن عوف بن سعد و با ايشان قومى از اشجع بن ذئب بن غطفان ، و مردمى از فزارة بن ذبيان به سر مىبردند .
اينان هنگامى خطر را احساس كردند كه بنى عامر در رقم كه دشتى نزديك تضرع بود ، بر ايشان هجوم بردند و نبردى خونين در ميانشان بر پاى شد .
درين گير و دار ، عامر بن طفيل زنى از فزاره را ديد و نامش را پرسيد . زن در پاسخ گفت :
« من اسماء دختر نوفل فزارى هستم . »
برخى گفتهاند كه او اسماء دختر حصن بن حذيفه بود .
هنگامى كه عامر بن طفيل سر گرم پرسش از آن زن بود ناگهان قوم خود را ديد كه شكست خوردهاند و مىگريزند و بنى مره نيز در تعقيبشان است .