دلسرد شدند و مىخواستند بگريزند . ولى ضرار بن عمرو ضبى آنان را از فرار باز داشت و به سر و سامان دادن ايشان پرداخت و او و پسرانش جنگ را با سر سختى ادامه دادند و تلفات سنگينى بر بنى عامر وارد آوردند .
ابو براء عامر بن مالك ، وقتى ضرار را ديد كه با بنى عامر چه مىكند ، با پسران خود بر او حمله برد .
ابو براء مردى قوى بازو بود و چنان بر ضرار حملهور شد كه ضرار بر زمين افتاد ولى پسران ضرار از او دفاع كردند تا او را نجات دادند .
ضرار مردى سالخورده بود و هنگامى كه دوباره بر اسب سوار شد گفت : « من سره بنوه فسائته نفسه » ( كسى كه پسرانش او را خوشوقت كنند ، خود بدبخت شده است . ) و اين جمله ضرب المثل شد . يعنى وقتى پسرهاى كسى آنقدر بزرگ شدهاند كه مىتوانند او را يارى دهند پيداست كه خودش ديگر سالخورده و ناتوان شده است و اين پيرى و ناتوانى مايهء بدبختى اوست .
ابو براء به طمع سربهاى گزافى كه براى ضرار بگيرد پيوسته او را تعقيب مىكرد و پسران ضرار نيز ازو دفاع مىنمودند و نمى - گذاشتند كه به چنگ ابو براء بيفتد .
ابو براء كه كار را چنين ديد ، به ضرار گفت :
« بىگمان يا تو مىميرى يا من از غصه اين كه به تو دسترس نيافتهام مىميرم . پس مرد ديگرى را به من نشان بده كه اگر اسيرش كنم بتوانم در برابر آزادى وى سر بهاى گزافى بگيرم . »
ضرار نيز به حبيش بن دلف اشاره كرد كه از بزرگان قوم بود .
ابو براء به حبيش حمله برد و اسيرش كرد .
حبيش مردى سياه و لاغر و زشت روى بود و ابو براء درست
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 196
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٦