تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
جواب داد : « آرى ، من كشتهء او را در ميدان رها كردم . » پرسيد : « چه كسى او را كشت ؟ » جواب داد : « من به دو زخمى زدم و صامت بن افقم هم بر او پريد و كارش را تمام كرد . » ابو براء ، همين كه خبر كشته شدن ربيعه را شنيد ، با ياران خويش بر خالد حمله برد . ولى خالد از حملهء آنان جلوگيرى كرد و با ايشان به مدارا پرداخت . ياران ابو براء سلاح حبيب بن خالد را نيز گرفتند . ولى در همين هنگام مردان بنى اسد رسيدند و از كسان خود دفاع كردند . جميح درين باره گفته است :
سائل معدا عن الفوارس لا * اوفوا بجيرانهم و لا سلموا يسعى بهم قرزل و يستمع ال * ناس اليهم و تخفق اللمم ركضا و قد غادروا ربيعة فى * الآثار لما تقارب النسم فى صدره صعدة و يخلجه * بالرمح حران با سلا اضم
در شعر بالا قرزل نام اسب طفيل ، پدر عامر بن طفيل است . لبيد در چكامه‌اى پدر خويش را چنين ياد مىكند :
و لا من ربيع المقترين رزئته * بذى علق فاقنى حياءك و اصبرى