عامر كه چنين ديد زره خود را به سوى اسماء انداخت و شتابان گريخت . ولى آن زن پس از اين واقعه زره او را به وى پس داد .
بنى مره همچنان به تعقيب فراريان مىپرداختند . سنان بن حارثهء مرى نيز فرمانده ايشان بود .
جنگاوران قبيلهء اشجع نيز به كيفر جنگى كه بنى عامر بر پا كرده بود ، از بنى عامر هر كس را كه مىگرفتند ، مىكشتند .
اين گروه از بنى اشجع كه به بنى مذحج موسوم بودند ، هفتاد تن از عامريان را كشتند .
عامر بن طفيل در اشعار ذيل از غطفان ياد كرده و همچنين به اسماء پرداخته است :
قد سائلت اسماء و هى خفية * لضحائها اطردت ام لم اطرد
فلا بغينكم القنا و عوارضا * و لا قبلن الخيل لابة ضرغد
و لا برزن به مالك و به مالك * و اخى المرورات الذى لم يسند
همين كه شعر وى به غطفان رسيد ، گروهى از غطفان او را هجو كردند .
نابغهء بنى ذبيان در آن هنگام از دست نعمان بن منذر گريخته بود و در پيش ملوك غسان به سر مىبرد .
ولى نعمان او را امان داد و او هم بازگشت و از قوم خود پرسيد كه چه اشعارى در هجو عامر بن طفيل ساختهاند .
برخى از اشعارى را كه سروده بودند ، براى وى خواندند .
گفت :
« شما با اين شعرها به وى دشنام دادهايد . عامر را نبايد بدين گونه هجو كرد .
آنگاه با سرودن اشعار زير به تخطئه عامر پرداخت كه زنى