تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
كه به دو نگريست گمان برد كه او برده‌اى بيش نيست و ضرار وى را فريب داده است . اين بود كه گفت : « من به خدا از همهء اين مردم گرامىتر و برترم جز در بدبختىهائى كه برايم پيش مىآيد . » حبيش كه اين سخن شنيد ترسيد كه او وى را بكشد . بدين جهة گفت : « اى مرد ، اگر تو شير - يعنى شتر به عنوان سربها - مىخواهى ، يقين بدان كه به خواستهء خود رسيده‌اى . » و به بهاى چهار صد شتر و شكست و بازگشت لشكر نعمان آزادى خويش را خريد . شكت‌خوردگان هنگامى كه به پيش نعمان بر گشتند ، اسارت برادرش و پرداختن ضرار به كار لشكر و ماجراى او با ابو براء ، همه را به وى خبر دادند . و برة بن رومانس ، برادر نعمان ، هزار شتر و اسب داد و از يزيد بن صعق كه اسيرش كرده بود ، آزادى خود را خريد . يزيد بدين ترتيب ثروتمند شد در صورتى كه پيش از آن وضع خوبى نداشت . لبيد ، با شعرى كه ساخته ، از روزگار قوم خود چنين ياد مىكند :
انى امرؤ منعت ارومة عامر * ضيمى و قد حنقت على خصوم
تا آن جا كه مىگويد :
و غداة قاع القريتين اتاهم * رهوا يلوح خلالها التسويم بكتائب رجح تعود كبشها * نطح الكباش كانهن نجوم
در شعر بالا ، از قاع القريتين منظور روز سلان است .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 197 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت