روز وقيط
داستان وقيط چنين بود :
افراد قبيلهء اللهازم ، كه شامل قيس و تيم اللات دو پسر ثعلبة بن عكابة بن صعب بن على بن بكر بن وائل مىشد ، گرد هم آمد و فرزندان عجل بن لجيم و عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار نيز با ايشان همراهى كردند و بر آن شدند كه بر قبيلهء بنى تميم حمله برند و ايشان را غافلگير كنند .
مردى يك چشم ، كه ناشب بن بشامة عنبرى ناميده مىشد و در نزد قيس بن ثعلبه اسير بود ، از حملهء ايشان آگاه گرديد و براى اين كه قوم خود را خبردار كند ، به نگهبانان خود گفت :
« كسى را به من معرفى كنيد تا او را نزد خانوادهء خود بفرستم و برخى از چيزهائى را كه لازم دارم ، از ايشان بخواهم . »
از او پرسيدند :
« پيامى كه براى آنان مىفرستى ، در حضور ما خواهد بود ؟ » جواب داد :
« آرى . »
آنان جوانى عجم را كه در عرب پرورش يافته بود پيش وى آوردند .