تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

روز وقيط

داستان وقيط چنين بود : افراد قبيلهء اللهازم ، كه شامل قيس و تيم اللات دو پسر ثعلبة بن عكابة بن صعب بن على بن بكر بن وائل مىشد ، گرد هم آمد و فرزندان عجل بن لجيم و عنزة بن اسد بن ربيعة بن نزار نيز با ايشان همراهى كردند و بر آن شدند كه بر قبيلهء بنى تميم حمله برند و ايشان را غافلگير كنند . مردى يك چشم ، كه ناشب بن بشامة عنبرى ناميده مىشد و در نزد قيس بن ثعلبه اسير بود ، از حملهء ايشان آگاه گرديد و براى اين كه قوم خود را خبردار كند ، به نگهبانان خود گفت : « كسى را به من معرفى كنيد تا او را نزد خانوادهء خود بفرستم و برخى از چيزهائى را كه لازم دارم ، از ايشان بخواهم . » از او پرسيدند : « پيامى كه براى آنان مىفرستى ، در حضور ما خواهد بود ؟ » جواب داد : « آرى . » آنان جوانى عجم را كه در عرب پرورش يافته بود پيش وى آوردند .