لشكرى بىشمار بر شما خواهد تاخت و با خورشيد كه بدان اشاره كرده ، مىگويد اين موضوع از آفتاب روشنتر است و شكى در اين باره نبايد داشته باشيد از كنار گذاشتن شتر سرخ منظورش اين است كه از صمان كوچ كنيد . و شتر مادهء سپيد و سياه نشانهء آن است كه به شما دستور مىدهد كه خود را به دهناء برسانيد . از ذكر بنى مالك نيز مقصود اين است كه آن قبيله را نيز از خطر آگاه سازيد و با خود ببريد . برگ آوردن درخت عوسج علامت اين است كه دشمن براى جنگ با شما سلاح پوشيده است . منظور از اشتكاء زنان هم اين است كه زنان شكاء يعنى مشكهاى آب را پر كردهاند كه براى جنگ همراه داشته باشند . »
مردان بنى عنبر كه اين سخنان شنيدند بيدرنگ برخاستند و بار و بنه خود را بستند كه به دهناء كوچ كنند . بنى مالك را نيز از خطر آگاه ساختند ولى اين قبيله به سخن ايشان گوش نداد .
قبيلههاى اللهازم و عجل و عنزه كه آمادهء كار زار شده بودند به نزد بنى حنظله آمدند و عمرو را يافتند كه در رفتن درنگ كرده بود .
از اين رو ، در وقيط ، به بنى دارم حمله بردند و زد و خوردى سخت كردند ، كار جنگ بالا گرفت و ربيعه گروهى از رؤساى بنى تميم را به اسارت در آورد كه ضرار بن قعقاع بن معبد بن زراره از آن جمله بود . و موى پيشانى وى را چيدند و آزادش كردند .
همچنين عثجل بن مأمون بن زراره ، و جويرة بن بدر بن عبد الله بن دارم را به بند اسارت در آوردند .
جويره همچنان در بند بود تا روزى كه آنان را سرگرم شرابخوارى ديد و اشعارى ساخت . و آنان شنيدند كه به آواز مىخواند :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 175
مساهمون: ابن الأثير
ص١٧٥