خود نگاه داشت و هنگامى كه حارث كسانى را فرستاد تا دختر را ببرند ، پدرش بهانههايى آورد و عذرهائى تراشيد و از فرستادن او خوددارى كرد .
بعد ، هنگامى كه منذر براى جنگ از حيره بيرون رفته بود ، حارث بن ابى شمر لشكرى به حيره فرستاد كه آن سرزمين را تاراج كردند و آتش زدند .
همين كه اين خبر به گوش منذر رسيد ، از جنگى كه در پيش داشت دست كشيد و بازگشت و در پى غسان شتافت كه از او انتقام بگيرد .
حارث كه از اين موضوع آگاهى يافت ، كسان خود را گرد آورد و عازم كارزار شد و سرانجام دو لشكر در عين اباغ به هم رسيدند و براى جنگ صف آرائى كردند .
ديرى نگذشت كه كار جنگ در ميان دو طايفه بالا گرفت و جناح راست سپاه منذر به جناح چپ لشكر حارث حمله برد پسر حارث كه در جناح چپ مىجنگيد كشته شد و با كشته شدن او همه سربازانى كه درين جناح بودند شكست خوردند و گريختند .
از سوى ديگر جناح راست لشكر حارث به جناح چپ سپاه منذر حملهور شد و آنان را شكست داد .
فرماندهء جناح چپ منذر نيز كه فروة بن مسعود بن عمرو بن ابى ربيعة بن ذهل بن شيبان بود ، كشته شد .
سربازان قلب لشكر غسان نيز به منذر حمله بردند و او را كشتند .
در نتيجهء كشته شدن منذر ، يارانش شكست خوردند و از هر سو گريختند .
بسيارى از آنان به قتل رسيدند و بسيارى نيز اسير شدند .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 14
مساهمون: ابن الأثير
ص١٤