روى داده كه خبرش تازه به ما رسيده است و مىترسيم اگر از ياران خود دور بمانيم ، آتش آشوب به اندازهاى زبانه بكشد كه ديگر شما تاب تحملش را نداشته باشيد . »
اين سخنان چنان همه را بر انگيخت كه برخاستند و سوار شدند و همهء دشوارىهاى راه را پشت سر نهادند تا خود را به مكه رساندند .
در پايان روز عامر بن مالك ملاعب السنه خبر هجوم آنان را شنيد و شگفت زده شد و گفت :
« قريش ما را غافلگير كرد و حرب بن اميه ما را فريب داد .
به خدا سوگند كه كنانه هرگز در عكاظ فرود نخواهد آمد . »
بعد همه برخاستند و در پى آنان شتافتند تا ايشان را در نخله يافتند و سر گرم جنگ شدند .
در اين نبرد ، كار قيس بالا گرفت و نزديك بود قريش شكست بخورد . چيزى كه بود به پاسدارى كعبه دلگرمى داشت و حرم كعبه نزديك بود و مىتوانست با ورود به حرم ، جان خود را از آسيب بر كنار دارد .
از اين رو ، مردان قريش همچنان به زد و خورد ادامه دادند تا شب كه وارد حرم شدند .
پيغمبر خدا ( ص ) نيز با ايشان بود و در آن زمان ده سال داشت .
زهرى گفته است :
« او با ايشان نبود . اگر بود ، شكست نمىخوردند . »
ولى بدين سبب نمىتوان روايت بالا را نادرست دانست زيرا پس از وحى و پيغمبرى حضرت محمد ( ص ) نيز ياران او شكست مىخوردند و كشته مىشدند . بنا بر اين اگر پيش از پيغمبرى هم در
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 110
مساهمون: ابن الأثير
ص١١٠