تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
« عدى را به من نشان بده تا تو را آزاد كنم . » مهلهل پاسخ داد : « آيا به خدا سوگند مىخورى كه اگر عدى را نشانت دهم به وعده خود وفا كنى ؟ » حارث گفت : « آرى . » مهلهل گفت : « پس من همان عدى هستم . » حارث كه چنين ديد ، از روى خشم دسته‌اى از موى سر او را كند و آزادش كرد و گفت :
لهف نفسى على و لم اعر * ف عديا اذا مكنتنى اليدان
روزهاى مهمى كه طى آنها در ميان دو طايفه آتش جنگ بالا گرفت ، پنج روز بود : اول : روز « عنيزه » ، كه هر دو گروه در زور آزمائى با يك ديگر برابر شدند . دوم : روز « واردات » كه تغلب چيرگى يافت و بكر شكست خورد . سوم : روز « حنو » كه بكر پيروز شد و تغلب شكست يافت . چهارم : روز « قصيبات » . در اين روز بكر چنان آسيب ديد كه گمان مىبردند ديگر نخواهد توانست كمر راست كند . پنجم : روز « قضه » ، كه روز موى تراشى بود و حارث بن عباد در جنگ شركت داشت .