تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
اسب او ، نعامه ، را برايش آوردند . اين اسب در روزگار او همانند نداشت . حارث سوارش شد و فرماندهى قبيلهء بكر را بر عهده گرفت و در جنگ ايشان شركت كرد . اين نخستين روزى بود كه او در جنگ شركت مىجست و روزى كه چنين جنگى روى داد ، روز « قضه » ناميده شد . اين روز را ، همچنين ، روز « تحلاق اللم » ناميدند و اين نام را از آن رو بدان دادند كه افراد قبيلهء بكر موهاى سر خود را تراشيدند ، تا در جنگ از دشمنان خود تشخيص داده شوند . تنها جحدر بن ضبيعة بن قيس ابو المسامعه سر خود را نتراشيد و گفت : « من مرد كوتاه قد و كم موئى هستم . از من خرده گيرى نكنيد . من در بهاى موى سرم نخستين سوارى را كه بر شما تاخت از پاى در مىآورم . » نخستين سوارى كه پيش آمد ، ابن عناق بود . و جحدر ، همچنان كه گفته بود ، با وى در آويخت و او را در افكند و كشت . او در آن روز پيوسته رجز مىخواند و مىگفت :
ردوا على الخيل ان ألمت * ان لم اقاتلهم فجزوا لمتى
در آن روز ، حارث بن عباد جنگى سخت كرد و گروهى انبوه از فرزندان تغلب را كشت . طرفه درين باره مىگويد :
يوم تبدى البيض عن اسوقها * و تلف الخيل افواج النعم يوم تبدى البيض عن اسوقها * و تلف الخيل افواج النعم
در اين روز حارث بن عباد ، مهلهل را اسير كرد . نام مهلهل ، عدى بود ، و چون حارث او را نمىشناخت به دو گفت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 306 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت