روز خزاز
داستان روز خزاز از اين قرار است كه يكى از پادشاهان يمن گروهى از افراد قبيلههاى مضر و ربيعه و قضاعه را اسير گرفته بود .
براى رهائى گرفتاران ، يك هيئت نمايندگى از بنى معد به نزد آن پادشاه روانه شد .
برخى از اين نمايندگان عبارت بودند از :
1 - سدوس بن شيبان بن ذهل بن ثعلبه ، 2 - عوف بن محلم بن ذهل بن شيبان 3 - عوف بن عمرو بن جشم بن ربيعة بن زيد مناة بن عامر ضحيان 4 - جشم بن ذهل بن هلال بن ربيعة بن زيد مناة بن عامر ضحيان نمايندگان مزبور به مردى از بهراء بر خوردند كه عبيد بن قراد نام داشت و جزء اسيران بود . شعر نيز مىساخت .
اين اسير شاعر از آنان خواهش كرد تا جزء عدهاى كه درخواست آزادى ايشان را مىكنند ، او را نيز نام ببرند و نجات دهند .
آنان خواهش وى را پذيرفتند و با پادشاه دربارهء او و اسيران