و مردان آن قبيله را گرد آورد .
افراد قبيلهء معد نيز با او همدست شدند . و كليب يكى از كسانى بود كه قبيلهء معد پيرامونش گرد آمد چنان كه ما هنگام شرح كشته شدن كليب به ذكر آن خواهيم پرداخت .
كليب با يارانى كه گرد آورده بود براى پيكار روانه شد و طلايهء لشكر خود را نيز به سفاح تغلبى سپرد .
سفاح همان سلمة بن خالد بن كعب بن زهير بن تيم بن اسامة بن مالك بن بكر بن حبيب [ ( 1 ) ] بن تغلب بود .
هنگامى كه سفاح مىخواست به عنوان پيشرو لشكر حركت كند ، كليب به دو دستور داد :
« وقتى به خزاز رسيدى بر فراز خزاز آتشى بيفروز تا لشكريان من كه پشت سر تو مىآيند بديدن آتش هدايت شوند ، ولى اگر ديدى كه دشمن به سوى تو مىتازد ، عوض يك آتش ، دو آتش روشن كن . »
خزاز كوهى است در طخفه ، بين بصره تا مكه ، و نزديك به سالع است كه اين هم كوه ديگرى است .
افراد قبيلهء مذحج همين كه از اجتماع ربيعه و مسير او آگاه شدند ، از قبائل يمن گسستند و همه به راه افتادند تا به قبيلهء ربيعه بپيوندند .
اهل تهامه نيز همين كه از مسير مذحج خبردار گرديدند ، به ربيعه پيوستند .
بدين ترتيب قبيلهء مذحج شبانه به خزاز رسيد و سفاح كه نمىدانست مذحج و ديگران به ياران وى پيوستهاند ، به گمان اين
هامش
[ ( 1 ) ] - حبيب ( به ضم حاء و فتح باء اول و سكون ياء )