تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
كه آنان هنوز جزو لشكريان دشمن هستند به جاى يك آتش ، دو آتش بر افروخت . كليب كه دو آتش را ديد با همهء قشون خود شبانه به سوى خزاز تاخت و رنج بىخوابى را تحمل كرد تا سپيده دم به ايشان رسيد و ميانشان جنگ سختى در گرفت و گروهى كشته شدند و مذحج شكست خورد و گريخت و يارانش نيز پراكنده شدند . سفاح در اين باره گفت :
و ليلة بت اوقد فى خزاز * هديت كتائبا متحيرات ضللن من السهاد و كن لولا * سهاد القوم احسب هاديات
( شب را در خزاز گذراندم و آتش بر افروختم تا لشكريان سرگردان را هدايت كنم . ولى آنان از بىخوابى به گمراهى افتادند و اگر بىخوابى آنان نبود اين بهترين راهنما بود . ) فرزدق خطاب به جرير كه از نسل كليب بود ، كرده و در هجو او گفته است :
لو لا فوارس تغلب بن وائل * دخل العدو عليك كل مكان ضربوا الصنائع و الملوك و اوقدوا * نارين اشرفتا على النيران
( اگر سواران تغلب بن وائل نبودند ، دشمن از هر سو بر شما وارد مىشد . آنان دست‌پروردگان و فرمانروايان را زدند و دو آتش بر افروختند كه نزديك به آتش جهنم بود . ) گفته شده است : هيچ كس ندانسته است كه در روز خزاز چه كسى رئيس بود ، زيرا عمرو بن كلثوم كه نوهء كليب است ، مىگويد :
و نحن غداة اوقد فى خزاز * رفدنا فوق رفد الرافدينا
( ما سپيده دم كه آتش جنگ در خزاز روشن شده بود ، ياران خود را بيش از اندازه يارى داديم . )