سپاسگزارى كرد .
در اين هنگام براى حقشناسى ، اياس بن قبيصه را به پادشاهى حيره گماشت و از او خواست تا آنچه را كه از نعمان بر جاى مانده گرد آورى كند و براى وى بفرستد .
اياس نيز كسى را پيش هانى بن مسعود شيبانى روانه كرد و پيام داد كه هر چه نعمان پيشش گذاشته ، براى وى بفرستد .
هانى از تسليم آنچه نعمان داشت خوددارى كرد و خوددارى او مايهء خشم خسرو پرويز گرديد .
در آن هنگام نعمان بن زرعهء تغلبى در نزد خسرو پرويز بود و دلش مىخواست كه بكر بن وائل را از ميان ببرد . از اين رو به خسرو گفت :
« اكنون زمستان است و آنان پراكندهاند . صبر كنيد تا تابستان فرا رسد و از سختى گرما براى آب به سوى ذو قار روى آورند چنان كه پروانه به سوى شمع مىآيد . در آن هنگام كه همه در ذو قار گرد آمدهاند ، هرطور كه دلتان بخواهد بر آنان دست خواهيد يافت . »
خسرو پرويز نيز صبر كرد تا هنگامى كه همهء افراد خاندان بكر به سوى حنوذوقار آمدند . در اين زمان نعمان بن زرعه را پيش ايشان فرستاد و آنان را در انجام يكى از اين سه كار مخير كرد :
يا به دست خود آنچه از نعمان دارند بدهند ، يا سرزمين خود را ترك كنند و بروند و يا آمادهء جنگ باشند .
آنان نيز كار خود را به حنظلة بن ثعلبة عجلى سپردند و او را فرمانرواى خود ساختند .
ثعلبه جنگ را توصيه كرد و آنان براى خسرو پرويز پيام دادند كه آمادهء كارزار خواهند بود .
خسرو پرويز اياس بن قبيصهء طائى را به فرماندهى سپاه گماشت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: ابن الأثير
ص٢٠٠