ويها بنى شيبان صفا بعد صف * ان تهزموا يصبغوا فينا القلف
هفتصد تن از بنى شيبان ، براى اين كه دستشان در شمشير زدن بازتر باشد ، آستينهاى قباى خود را از سر شانه بريدند و به دور افكندند و نبرد را پيگيرى كردند .
در اين گير و دار ، هامرز از لشكر ايران پيش تاخت و برد بن حارثهء يشكرى براى نبرد تن بتن با او روبرو شد و او را كشت .
بعد ، جناح چپ و همچنين جناح راست قبيلهء بكر حمله آورد و تازيانى هم كه كمين كرده بودند ، تاختند و همه بر قلب لشكر ايران زدند كه در آن اياس بن قبيصهء طائى قرار داشت .
در اين هنگام قبيلهء اياد ، همچنان كه قبلا با تازيان قرار گذاشته و وعده داده بود ، به ميدان جنگ پشت كرد و گريخت .
در نتيجهء اين سازشها ، ايرانيان تنها ماندند و شكست خوردند و گريزان شدند . افراد قبيلهء بكر سر در پى ايشان نهادند و تا توانستند از ايشان كشتند بىاين كه به دارائى و خواسته ايشان توجهى كنند و در پى غنيمت جنگى باشند .
شاعران دربارهء جنگ ذو قار اشعار بسيار ساختهاند .