تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
و مرازبهء ايرانى و هامرزنسوى را همراه او فرستاد . بجز اين ، از تازيان نيز قبائل تغلب و اياد را گسيل داشت . قيس بن مسعود بن قيس بن ذى الجدين هم كه در طف سفوان بود فيل‌هائى روانه كرد . در آن زمان تازه محمد ( ص ) به پيامبرى برانگيخته شده بود . هانى بن مسعود زره‌ها و جنگ‌افزارهائى را كه از نعمان در پيشش مانده بود ميان افراد خود تقسيم كرد . ولى همين كه لشكريان ايرانى به قبيلهء بنى شيبان نزديك شدند ، هانى بن مسعود هراسان شد و گفت : « اى افراد قبيلهء بكر ، شما توانائى جنگ با خسرو پرويز را نداريد . بنا بر اين بهتر است كه به بيابان بگريزيد . » مردان قبيلهء بكر به شنيدن اين سخن پا به فرار نهادند . ولى حنظلة بن ثعلبة العجلى به ميان جست و گفت : « اى هانى ، تو مىخواهى ما را نجات دهى ، ولى همه را نابود خواهى كرد . » و بيدرنگ بندهايى را كه با آنها هودج‌ها را بر اسبان مىبستند گسست و براى اين كار او را « مقطع الوضن » ( يعنى : بندگسل ) ناميدند . آنگاه براى خود گنبد و بارگاهى ساخت و سوگند خورد كه هر گاه اين گنبد از آن جا گريخت او نيز مىگريزد . افراد قبيلهء بكر كه سر به بيابان نهاده بودند ، همين كه ايستادگى و پايدارى حنظله را ديدند همه برگشتند و براى دو هفتهء خود آب ذخيره كردند . لشكريان ايران رسيدند و با آنان در حنو به پيكار پرداختند . چيزى نگذشت كه سپاه ايران از بيم تشنگى به جبابات گريخت
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 201 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت