تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
فرا رويت در آيد و هنگامى كه بنشينى ، بىاجازهء تو ننشيند . » انوشيروان اين صفات را پسنديد و دستور داد آن را بنويسند و هر گاه كه به زنانى نيازمند شدند ، زنانى را بخواهند كه داراى چنين صفاتى باشند . اين نوشته ، از روزگار انوشيروان تا زمان خسرو پرويز همچنان بر جاى مانده بود و مورد استفاده قرار مىگرفت . زيد اين صفات را براى نعمان خواند و نعمان نگران شد و گفت : « مگر در عين سواد عراق و ايران چنين زنانى كه مىخواهند پيدا نمىشدند كه به اين جا آمده‌ايد ؟ » فرستادهء خسرو پرويز ، كه همراه زيد پيش نعمان آمده بود ، همين كه سخن نعمان را شنيد ، از زيد پرسيد : « عين يعنى چه ؟ » جواب داد : « يعنى گلو . » [ ( 1 ) ] فرستادهء خسرو پرويز ، اين طور فهميد كه نعمان گفته است : « مگر در ميان گاوان عراق و فارس چنين زنانى پيدا نمىشدند ؟ » و بديهى است كه آن را توهينى به شاهنشاه ايران پنداشت . نعمان دو روز از آن دو تن پذيرائى كرد . بعد نامه‌اى به خسرو پرويز نگاشت بدين مضمون : « زنانى بدين صفات كه شاهنشاه مىخواهند در اين جا يافت نمىشوند . »
هامش
[ ( 1 ) ] - « عين » در عربى معانى بسيار دارد و يكى از معانى آن گلو است . مترجم
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 196 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت