فرا رويت در آيد و هنگامى كه بنشينى ، بىاجازهء تو ننشيند . »
انوشيروان اين صفات را پسنديد و دستور داد آن را بنويسند و هر گاه كه به زنانى نيازمند شدند ، زنانى را بخواهند كه داراى چنين صفاتى باشند .
اين نوشته ، از روزگار انوشيروان تا زمان خسرو پرويز همچنان بر جاى مانده بود و مورد استفاده قرار مىگرفت .
زيد اين صفات را براى نعمان خواند و نعمان نگران شد و گفت :
« مگر در عين سواد عراق و ايران چنين زنانى كه مىخواهند پيدا نمىشدند كه به اين جا آمدهايد ؟ » فرستادهء خسرو پرويز ، كه همراه زيد پيش نعمان آمده بود ، همين كه سخن نعمان را شنيد ، از زيد پرسيد :
« عين يعنى چه ؟ » جواب داد :
« يعنى گلو . » [ ( 1 ) ]
فرستادهء خسرو پرويز ، اين طور فهميد كه نعمان گفته است :
« مگر در ميان گاوان عراق و فارس چنين زنانى پيدا نمىشدند ؟ » و بديهى است كه آن را توهينى به شاهنشاه ايران پنداشت .
نعمان دو روز از آن دو تن پذيرائى كرد . بعد نامهاى به خسرو پرويز نگاشت بدين مضمون :
« زنانى بدين صفات كه شاهنشاه مىخواهند در اين جا يافت نمىشوند . »
هامش
[ ( 1 ) ] - « عين » در عربى معانى بسيار دارد و يكى از معانى آن گلو است .
مترجم