درين مدت مكرر به حضور خسرو پرويز مىرسيد و هر گاه خسرو درباره نعمان از او پرسش مىكرد ، به بهترين بيان او را مىستود .
پادشاهان ايران زنانى را مىخواستند داراى صفاتى ويژه ، كه آن صفات را نوشته و در نزد خود نگاه داشته بودند .
معمولا هر گاه كه به زنانى نياز داشتند ، آن نوشته را همه جا مىفرستادند و زنانى را كه داراى آن ويژگىها بودند مىخواستند .
ولى هيچگاه از عرب زن نمىخواستند .
يك روز زيد بن عدى به خسرو پرويز گفت :
« من مىدانم كه ميان دختران بندهء تو ، نعمان ، و دختران عموى وى بيش از بيست دوشيزه هستند كه داراى چنين صفاتى مىباشند . »
خسرو پرويز گفت :
« پس به او بنويس كه اين دوشيزگان را براى ما بفرستد . »
زيد گفت :
« اى پادشاه ، بدترين كار در نزد عرب و نزد نعمان اين است كه زنان خود را در اختيار مردمى غير عرب بگذارند . مىترسم ، كه اگر نامهاى در اين باره به او بنويسم زيبائى و - ويژگىهاى ديگر آن دختران را انكار كند . ولى اگر خود به نزد او روم توانائى اين كار را نخواهد داشت . بنا بر اين بهتر است مرا پيش او بفرستيد و مردى را نيز همراه من كنيد كه زبان عربى را بفهمد .
خسرو پرويز نيز مردى را همراه او فرستاد .
اين دو تن به راه افتادند تا به حيره رسيدند و به بارگاه نعمان رفتند .
زيد به نعمان گفت :
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 194
مساهمون: ابن الأثير
ص١٩٤