تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
« شاهنشاه ايران براى خانواده و فرزندان خود به زنانى نيازمند است و مىخواهد كه تو در اين باره لطف كنى و چنين زنانى را براى وى بفرستى . » نعمان پرسيد : « اين زنان چگونه بايد باشند ؟ » پاسخ داد : « چگونگى صفات آنها را ما نوشته و با خود آورده‌ايم . » اين صفات كنيز زيبا روئى بود كه وقتى منذر به حارث بن ابى شمر غسانى حمله برد و او را غارت كرد ، چنان زنى را نيز به دست آورده و براى انوشيروان فرستاده و او را چنين وصف كرده بود : زنى ميانه بالا ، داراى رنگى روشن و دهان و دندانى پاك و مژگانى دراز و چشمى فراخ و سياه مانند چشمان آهو و بينى بلند و باريك و گونه‌هاى برجسته و اندام فريبا و موى سياه و دراز ، سرى نه بزرگ و نه خرد ، گردنى نه بسيار بلند و نه چنان كوتاه كه گوشواره بر شانه خورد ، سينه‌اى فراخ ، پستانهايى بر آمده ، شانه‌ها و بازوانى گرد و برجسته ، مچ‌هائى زيبا ، دست‌هائى نرم ، انگشتانى بلند ، شكمى لطيف ، كمرى باريك و ران‌هائى خوش تركيب زنى كاردان و هوشيار و زيرك و خردمند ، از خاندانى بزرگ ، كه چون دربارهء نسب پدر خويش سخن گويد به كوتاه گوئى پردازد و دراز گوئى نكند . در كارها از راه ادب پاى بيرون ننهد . انديشهء او نشانهء بزرگى او باشد و كارى كه غير ضرورى است انجام ندهد . گشاده دست و ترزبان و خوش آواز باشد ، براى خانوادهء خود نوش و براى دشمن نيش باشد . هر گاه بخواهى ، كام تو شيرين سازد ، و اگر او رها كنى ، كناره گيرد ولى از براى تو دلش بتپد و گونه‌هايش - سرخ شود و لبانش بلرزد . هنگامى كه او را بخوانى ، بيدرنگ