مدت پادشاهى شاپور سى سال و پانزده روز ، و برخى
هامش
[ ( ) ] بقيه ذيل از صفحه قبل :
كينه و غضب و شهوت و حماقت را .
به عقيدهء مانى تناقض فقط بين روشنائى و تاريكى است زيرا هيچكدام به ديگرى منتهى يا منجر نخواهد شد و هميشه بودهاند و خواهند بود .
يگانه چيزى كه مانى اهميت مىداد ، عرفان بود . او تو راه را به كلى رد كرده فقط انجيل را قبول داشت و مىگفت كه خود او آخرين حوارى عيسى است و حقايق را آشكار مىكند .
مانى مىگفت عالم بالاخره در دوزخ خواهد افتاد و عناصر آن سوخته خوبى و بدى باز به حال اولى عود خواهند كرد . يعنى هميشه جدا از يك ديگر خواهند ماند . چه ، سدى غير قابل عبور آن دو را از هم جدا كرده است .
مانى براى اشاعهء مذهب خود كتابهائى تصنيف كرده ، يكى از آنها براى شاپور به زبان پهلوى نوشته شده بود ( كه به نام شاپورگان بوده است ) باقى ، به زبان سريانى است .
مانى خطى نيز اختراع نموده كه از خط آرامى اقتباس شده است .
تصنيفات مانى مزين به نقاشىهائى بوده و نقاشىهاى مزبور او را در تمام عالم مشهور نموده ، چنان كه از عهد قديم تا زمان حال ايرانيها او را نقاش بزرگ مىدانند و كتاب نقاشى او را ارژنگ يا ارتنگ ناميدهاند . ( چنين مشهور است ولى معلوم نيست كه تا چه اندازه موافق حقيقت است . )
مقصود از نقاشىها اين بود كه خوبى ( روشنائى ) و بدى ( تاريكى ) را با انواع و اقسام صورتها بنماياند تا اشخاص با سواد مذهب او را بهتر درك كنند و كسان بىسواد قادر به فهم آن باشند .
چنان كه از مختصر مذكور به خوبى ديده مىشود ، مذهب مانى بقيه ذيل در صفحه بعد