كرد و بسيارى از مردم پيرو او گرديدند [ ( 1 ) ] و ايشان كسانى هستند كه مانويان ناميده مىشوند .
هامش
[ ( 1 ) ] - تا چندى قبل راجع به مذهب مانى منابع مستقيم ، يا - كتابهائى كه از زمان او يا پيروان نزديك او مانده باشد ، در دست نبود و هر چه در اين باب گفته مىشد از قول مورخين مسيحى و غيره بود .
حال بدين منوال گذشت تا اين كه چندى قبل ، كتابهاى خطى به زبانهاى تركى و پهلوى راجع به مذهب مانى به دست آمد .
نتيجهء مقايسهء مضمون اين نوشتهها با آنچه چينىها و مورخين اسلامى و عيسوى نوشتهاند اين است كه به طور اختصار ذكر مىشود :
مانى ، چنان كه خود گويد ، در دهى موسوم به « مردىنو » در نزديكى بابل به دنيا آمده و اسم پدر او ، به طورى كه صاحب الفهرست نوشته ، فوتق بابك بوده است ( متتبعين تصور مىكنند كه فوتق معرب پاتك است . )
مانى گويد كه در سال 215 ميلادى دو دفعه به او الهام شد كه مذهب حقيقى را در ميان مردم منتشر كند و بنا بر اين در سن چهل و پنج سالگى ، در موقع جلوس شاپور اول به تخت ، مذهب خود را افشا كرد .
به عقيدهء او عالم به دو اصل قرار گرفته است : خوبى و بدى ، يا روشنائى و تاريكى - خدا صاحب اولى است و عفريت مالك دومى ، و مملكت هر دو بىنهايت .
مانى عقيده داشت كه بدى هميشه بوده و تا ابد خواهد بود .
در باب انسان و ساير موجودات عقيده داشت كه خوبى و بدى با هم مخلوط شده ، زيرا انسان داراى روح خوب و بد است و در مقابل عقل و وجدان و حسيات خوب ، عقل و وجدان و حسيات بد نيز هست . روح خوب ، رحم و نهاد نيك و حوصله و حكمت را به وجود آورد ، و روح بد ، بقيه ذيل در صفحه بعد