سخن دربارهء پادشاهى هرمز پسر شاپور ( هرمز اول )
هرمز در خلق و خوى به اردشير بابكان همانند بود ولى در تدبير به او نمىرسيد . اما سختگيرى و گستاخى و دلاورى بسيار داشت .
مادر او از دختران مهرك ، همان پادشاهى بود كه به دست اردشير كشته شده بود .
اردشير مهرك را از ميان برد و تمام افراد خاندان و بستگان و خويشاوندان او را نيز تعقيب كرد و گرفت و كشت زيرا ستاره شناسان به او خبر داده بودند كه از دودهء مهرك كسى به پادشاهى خواهد رسيد .
مادر هرمز - هنگامى كه دخترى نوجوان بود - براى اين كه به دست گماشتگان اردشير نيفتد و كشته نشود ، گريخت و سر به بيابان نهاد و در خانه يكى از چوپانان ماندگار شد .
روزى شاپور ، پسر اردشير ، كه به آهنگ شكار از شهر بيرون رفته بود ، در بيابان دچار تشنگى شد و به يكى از چادرها رسيد كه در آن دختر مهرك به سر مىبرد .
بر در آن خرگاه رفت و آب خواست .