تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216

مساهمون:

ص٢١٦
او بر جزيرهء ابن عمر دست يافته و لشكريان خود را فزونى بخشيده و هنگامى كه شاپور در خراسان به سر مىبرد . به برخى از نواحى سواد نيز چيرگى يافته بود . شاپور ، هنگامى كه بازگشت ، از تاخت و تازهاى او آگاهى يافت و به سر كوبى او شتافت و او را چهار سال ، و به گفته‌اى : دو سال ، در حلقهء محاصره نگاه داشت ولى نتوانست كه دژ او را ويران كند و بر او دسترسى يابد . ضيزن دخترى داشت كه نضيره ناميده مىشد . اين زن حائضه شد و به محوطهء پيرامون شهر رفت ( يعنى در محوطه‌اى كه بين ديوار درونى و ديوار بيرونى شهر قرار داشت ) چون رسم اين بود كه زنان ، هنگام حائضگى در پيرامون شهر به سر مىبردند . دختر بر فراز باروى شهر رفت و به تماشا پرداخت . او زيباترين زنان و شاپور زيباترين مردان محسوب مىشد . اين دو تن همين كه يك ديگر را ديدند ، فريفته هم شدند . نضيره براى شاپور پيام فرستاد و گفت : « اگر راهى براى ويران كردن ديوار اين شهر به تو نشان دهم ، مرا چه پاداشى خواهى داد ؟ » شاپور پاسخ داد : « تو را فرمانروائى مىبخشم و بر تمام زنان خويش برترى مىدهم . » نضيره گفت : « براى اين كار بايد كبوتر مادهء خاكسترى رنگ طوقدارى را بگيرى و با خون حيض كنيزكى زاغ چشم بر پاى او بنويسى و او را رها كنى . اين كبوتر بر روى ديوار شهر خواهد افتاد و ديوار
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 216 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت