تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠

سر گذشت جرجيس

گفته شده است : در موصل پادشاهى بود بسيار بيدادگر و بيرحم كه دازانه ناميده مىشد . بر عكس ، برجيس مردى بود نيكوكار از مردم فلسطين كه به خداى يگانه ايمان داشت ولى او نيز مانند ياران خداپرست و نيكو كار خويش ، ايمان خود را پنهان مىكرد . او و يارانش ، بازماندگان حواريان عيسى را ديده و در مكتب ايشان تعليم يافته بودند . برجيس بازرگانى بسيار مىكرد و صدقهء فراوان مىداد . چه بسيار از اوقات كه همه دارائى خود را به تنگدستان مىبخشيد و بار ديگر به بازرگانى مىپرداخت و آنچه را كه از دست داده بود ، باز به دست مىآورد . اگر به خاطر صدقه دادن و بذل و بخشش نبود تهى دستى را از توانگرى بيش‌تر دوست مىداشت . چون در شام مىترسيد از اين كه راز ديندارى وى آشكارا شود و مردم بت‌پرست در صدد آزار وى بر آيند ، روانهء موصل شد و براى دازانه ، پادشاه موصل ، تحفه گرانبهائى آماده كرد كه به دو پيشكش كند تا از حمايت وى بهره‌مند شود و از گزند دشمنان