تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 157

مساهمون:

ص١٥٧

شمه‌اى از سر گذشت شمسون

زادگاه شمسون قريه‌اى از قريه‌هاى روم بود . و او چند ميل دور تر از شهر مىزيست . شمسون خداپرست بود و به يگانگى خداوند ايمان داشت در صورتى كه ساير مردم بت‌پرستى ميكردند . از اين رو شمسون به تنهائى در برابرشان مىايستاد و در محلى به نام « لحى جمل » با آنان پيكار مىكرد . هنگامى كه تشنه مىشد ، از سنگى كه آب گوارائى در درون آن بود ، آب فوران مىكرد و او از آن مىنوشيد . او نيروئى داشت كه نه به آهن دربند مىآمد و نه به چيز ديگر . با اين نيرو به تنهائى با بت‌پرستان مىجنگيد و بر آنان چيرگى مىيافت و آنان به هيچ روى نمىتوانستند وى را از ميان بردارند . بدين جهة تدبيرى انديشيدند و با همسر شمسون قرارى گذاشتند كه دست و پاى شوهر خود را ببندد . همسر او پذيرفت و از ايشان ريسمان محكمى گرفت و هنگامى كه شمسون به خواب رفت دو دست وى را با ريسمان بست .
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 157 | ابن الأثير / خليلى / ابو القاسم حالت